دو نکته داتیکی از اندرزنامه شاهنشاه آریامهر محمدرضا شاه پهلوی را در نگاشته نخست این گفتمان به بارگاهتان ارزانی کردم، اینک بخشهای دیگری از اندرزنامه را واکاوی مینمایم.
در بخشی از این پیام روشن و شاهانه ، چنین فرمان داده شده است:
۱-«۰… و یک رستاخیز ملی افتخارات نسل حاضر را در تاریخ درخشان ایران ثبت خواهد کرد…» این فرمان همایونی شاهنشاه آریامهر چونان آفتاب درخشان بر گندها، پلشتیها و چرکهایی که به دامان مردم ایران چسبیده بود میتابد و آلایندهها و بیدادگریهایی که گریبانگیر مردم ایران شده را از پهنه آن میزداید و در هنگامی که دشمنان ایران(چپها، مجاهدها، تودهایها، کمونیستها، آخوندها، اوباشها و سران کشورهای ایرانخوار) از گروگانگیری ایران و مردمش دست افشانی میکردند و مردم گولخورده ، هاجوواج و سرگشته شده بودند، در روزگاری که خرد و اندیشه هیچکس قد نمیداد،شاهنشاه آریامهر فرمان همایونی «رستاخیز ملی» را نوید و مژده میدهند تا بُرزشهای تبار کنونی(افتخارات نسل حاضر) در باستان نامهی درخشان ایران دوباره پادمان گردد.
بایستگی(ضرورت) «رستاخیز ملی» در نگاه ورجاوند شاهنشاه آریامهر نشانگر این است که ریشهکنی اهریمن جمهوری ننگین اسلامی تنهاوتنها با «رستاخیز ملی» هموار شدنی است و دیگر هیچ، زینپس، هر آنگاه که کسی یا گروهی هر ترفند و رزمآرایی(استراتژی) دیگری بجز «رستاخیز ملی» دراندازد, یا همسو و همراه با اهریمنان و دشمنان ایران است یا وابسته به روزمزد آخوندی است، بدین روی، همه میهنپرستان باید از همه شگردها و ترفندها گزر کنند و تنها برای «رستاخیز ملی» اندیشه، چارهسازی و رزمآرایی کنند. امروز «رستاخیز ملی» ایرانیان فرارسیده و هرکس دل در گرو مام میهن دارد برخیزد که لختی پسینتر بسیار دیر و دور خواهد شد.
« ۲-…من سرنوشت کشور را به قانون اساسی میسپارم، این قانون اساسی ودیعه گرانبهایی است که انقلاب مشروطیت به مردم ایران ارزانی داشته است و به همین جهت صیانت و احترام به اصول آن، که بنیان تمامیت ارضی و استقلال میهن ماست و همچنین شالوده حاکمیت ملی متکی بر قومیت تاریخی و مبانی اعتقادات مذهبی مردم این سرزمین بر اساس آن استوار است بر همه آحاد کشور از واجبات ملی است و پاسداری از آن را به پسرم تاکید میکنم…»
با اینکه اهریمنان ایرانخوار جمهوری ننگین اسلامی برای نیرنگبازی و سیاه بازی در روی پرده، چرتوپرتهایی به نام قانون اساسی جمهوری اسلامی در سال ۲۵۳۸ شاهنشاهی برابر با سال ۱۳۵۸ خورشیدی سرهمبندی کردند، با این همه، شاهنشاه آریامهر بر ارزمندی(اعتبار) قانون اساسی سال ۱۲۸۵ خورشیدی پایورزی(تاکید) میفرمایند تا نشان دهند که تنها راهکار و رزمآرایی(استراتژی) برای به زیرکشیدن دزدان جمهوری ننگین اسلامی، تکیه زدن بر قانون اساسی «مشروطه» است, قانونی که دستاورد نیایی ماست و پاسداری و کرنش به اُستانههای(اصول) آن، بنیان و مایهی یکپارچگی سرزمینی(تمامیت ارضی) و خودپایی و وارستگی(استقلال) میهن خواهد بود.
همچنین شاهنشاه در فرمان همایونی خویش، قانون اساسی «مشروطه» را شالوده حاکمیت ملی بشمار آوردهاند ( پس، نه حاکمیت دینی، نه حاکمیت قومی، نه حاکمیت حزبی و تباری و نژادی هیچکدام بدرد کارزار رستاخیزی و حاکمیت ملی نمیخورند) حاکمیت ملی آن چنان، حاکمیتی است که بر قومیت تاریخی و مبانی اعتقادات مذهبی مردم سرزمین ایران استوار است.
نکته باریک و موشکافانه فرمایش شاهنشاه از بکار بردن واژه یا آرایهی: «قومیت تاریخی» نشانگر آن است که شاهنشاه پیش و بیش از همهکس و همهچیز، خواب تیرهاندیشان و بدخواهان ایران را با آرایهی«قومیت تاریخی» آشفته فرمودند که: « ای بدسگالان، کژاندیشی نکنید که کشور ایران و مردمش با رنگینکمان زیبا و رنگارنگ تبارهای گوناگون مردمی است که نام ایران اینچنین زیبا و استوار در بلندای باستانه ایستاده است، به سخن دیگر، تبار و نژاد در تاروپود و پیکرهی ایرانی ارزش پیدا میکند و هیچکدام به تنهایی ارزش ملی ندارند. «قومیت تاریخی» ایرانیان مانند جان شیرین است که در پیکری لولیده باشد وگرنه جان بیپیکر تنها در گفتگو و چانهزنی بیهوده جای دارد و پیکر بیجان هم تنها بدرد زیر خروارها خاک میخورد، بدین روی است که همهی ما باید از جانمان در قالب تنمان پاسداری کنیم و نگزاریم ایران جان بیپیکر یا پیکر بیجان شود.
دنباله دارد…
دانیال استخر دادفر دادگستری
۲۵۸۲/۵/۹ شاهنشاهی برابر با ۳۱/۰۷/۲۰۲۳ ترسایی
🔴 این نوشتار، بدون ویرایشِ «ویراستار»، با نگهداری سبک، محتوا و شکل نگارش به قلم نگارنده، در این صفحه منتشر شده است.

