آنچه در سیدنی، هلند و برلین رخ می‌دهد «حادثه» نیست؛ انفجار طبیعی نفرتی است که سال‌ها آگاهانه کاشته شده. ترور، وقتی تکرار می‌شود، تصادف نیست؛ محصول یک ایدئولوژی مسموم است که زنده نگه داشته شده، تغذیه شده و تشویق شده.

یهودی‌ستیزی امروز دیگر زمزمه پنهانی نیست؛ فریاد خیابانی است. نفرتی که پشت نقاب «موضع سیاسی» پنهان شده بود، حالا با چاقو و اسلحه ظاهر می‌شود. و هر کس نقش رژیم جمهوری اسلامی را در این زنجیره نادیده بگیرد، یا ساده‌لوح است یا همدست.

حکومتی که چهار دهه دشمنی با یهودیان را به شعار رسمی، آموزش ایدئولوژیک و صادرات نفرت تبدیل کرده، نمی‌تواند از پیامدهای جهانی آن شانه خالی کند. «مرگ بر»‌ها شوخی نبودند؛ تمرین خشونت بودند. نتیجه‌اش امروز در خیابان‌های اروپا دیده می‌شود.

ترور، پایان طبیعی مسیری است که از تریبون‌های حکومتی تهران شروع می‌شود و به مغزهای شست‌وشوداده ختم می‌گردد. مهم نیست عامل حمله پاسپورتش چیست؛ ایدئولوژی جمهوری اسلامی مرز نمی‌شناسد، فقط قربانی می‌خواهد.

و دولت‌های غربی که هنوز این جنایات را «اقدامات فردی» می‌نامند، شریک این فاجعه‌اند. مماشات با منبع نفرت، یعنی چراغ سبز به ترور بعدی. یهودیان امروز هدف‌اند، فردا نوبت هر جامعه‌ای است که حاضر نباشد تسلیم وحشت شود.

نفرت اگر مهار نشود، خون می‌ریزد.
و جهان دارد هزینه بزدلی سیاسی‌اش را با جان انسان‌ها می‌پردازد.

keyboard_arrow_up